جان هاوکینز در مصاحبه با اقتصاد خلاق:
مشتاقم به ایران برای ارتقای اقتصاد خلاق کمک کنم
یکی از بزرگترین تئوریسین‌های اقتصاد خلاق در گفتگو با فصلنامه اقتصاد خلاق از اشتیاقش برای کمک به ایران در جهت پیشبرد اقتصاد خلاق سخن گفت.

اقتصاد خلاق: «جان هاوکینز» در سوم آگوست سال 1945 در کشور انگلستان به دنیا آمده است. بسیاری از پژوهشگران وی را بنیانگذار اقتصاد خلاق می‌دانند. وی نخستین بار در سال 2001 نظرات خویش را پیرامون خلاقیت و نوآوری در کتابی تحت عنوان «اقتصاد خلاق» منتشر نمود.

هاوکینز بنیانگذار رشته اقتصاد خلاق، قائم مقام رئیس هیأت مدیره انجمن مشاوره نمایشی (صنعت دیداری - شنیداری) انگستان و عضو کمیته مشاوره UNDP سازمان ملل متحد با موضوع اقتصاد خلاق و همچنین عضو موثر انجمن پژوهش‌های هنر و علوم انسانی انگلستان است.

هاوکینز در مصاحبه با فصلنامه اقتصاد خلاق درباره موضوعات مختلفی صحبت کرده و برای کمک به ایران جهت ارتقای اقتصاد خلاق در کشورمان ابراز تمایل کرده است.

در ادامه متن کامل مصاحبه فصلنامه اقتصاد خلاق را بزرگترین تئوریسین این حوزه را می‌خوانید:

- سلام.

هاوکینز: سلام. از اینکه صداتون رو می­‌شنوم خوشحالم.

- بله، بعد از یک سال!

هاوکینز: بله، تقریباً یک سال...

- حالتون چطوره؟

هاوکینز: ممنون، خیلی خوبم. و فکر می‌­کنم الآن خیلی هیجان انگیزه که در ایران باشی.

- چرا اینطور فکر می‌­کنید؟

هاوکینز: به خاطر توافق جدیدی که صورت گرفته است.

- بله.

هاوکینز: من سال­هاست که در جریان امور مربوط به ایران هستم.

- تا به حال در ایران بوده­اید؟

هاوکینز: خیر، تا به حال ایران را ندیده­‌ام و واقعاً مشتاق هستم به آنجا بیایم تا اگر از طرف شما آمادگی باشد، شاید بتوانیم همکاری­‌هایی با یکدیگر داشته باشیم.

- بسیار خوب، ما نیز از چنین اتفاقی استقبال می­‌کنیم.

هاوکینز: بله، ایران کشور فوق­‌العاده‌­ای است که می‌­توان گفت تاکنون تبادل زیادی با جهان نداشته است. و ما شاید بتوانیم در این باره قدمی برداریم.

- بله، ما نیز امیدواریم که بعد از این توافق و شرایط، تعاملات بیشتری با دنیا داشته باشیم. و شاید شنیده باشید که آقای ظریف، وزیر امور خارجه ما، برای نخستین بار پس از سالیان بسیار به لندن سفر کردند. امیدوارم که این نشانه خوبی برای ارتباطات گسترده‌­تر باشد.

هاوکینز: مطمئناً این نشانه خوبی است.

- بگذارید درباره نشریه اقتصاد خلاق توضیح دهم. ما فعالیت در این نشریه، یا در واقع فصلنامه، را بیش از یک سال پیش آغاز کردیم، و برای این منظور، مطالعات بسیاری را در حوزه اقتصاد خلاق انجام دادیم. از ابتدای سال شمسی جاری نیز، که قریب به یک سال از آن می­‌گذرد، دست به انتشار مطالعات خود در این زمینه زده‌­ایم، که این مطالعات هم شامل اقتصاد خلاق در جهان بوده و هم اطلاعاتی را درباره برخی از صنایع خلاق در ایران در بر می­‌گیرد. اکنون نیز ما در کنار انتشار فصلنامه اقتصاد خلاق، یک سری از گزارشات خوب در این زمینه را منتشر کرده و به ترجمه برخی از کتاب‌­ها در این حوزه میپردازیم. کتاب شما نیز یکی از کتاب‌­هایی است که قصد ترجمه آن را داریم و من می­‌خواهم که برای این کار از شما اجازه بگیرم.

هاوکینز: بله، حتماً، خیلی هم خوشحال خواهم شد؛ فقط باید این کار را به ناشرم که حق کپی رایت کتاب­هایم با اوست، محول کنم.

- بله، متوجه هستم. بنابراین ایمیلی را در این زمینه برایتان خواهم فرستاد تا از طریق شما این اجازه را از ناشر کتاب­‌هایتان بگیریم.

هاوکینز: بله، مایه مسرت من خواهد بود. و چون چنین مذاکراتی زمانبر خواهند بود، اگر زودتر در این زمینه اقدام کنید بهتر است.

- بله، حتماً. در زمینه این تعامل نظر، لازم است خاطر نشان کنم که دو هدف را در نظر داریم: اول اینکه، چند روز دیگر سال جدید برای ایرانیان، که آن را نوروز می­‌نامیم، آغاز خواهد شد. و ما به همین مناسبت قصد داریم تا ویژه ­نامه­‌ای را در فصلنامه خود داشته باشیم. مثلاٌ یکی از موضوعات این ویژهنامه، گزارش مفصل و جامعی از اقتصاد خلاق در جهان است. و دیگر اینکه می‌­خواهیم با افراد شاخص و فعال در صنایع خلاق ایران مصاحبه کنیم. و این مصاحبه نیز، جهت نیل به همین هدف و قرار است که در ویژه‌­نامه نوروزی فصلنامه ما منتشر گردد. و هدف دوم از این مصاحبه و برقراری ارتباط با شما این است که بحثی کلی پیرامون این حوزه با شما داشته باشیم و از توصیه‌­ها و پیشنهادات ارزشمند شما در این زمینه بهره‌­مند شویم. یکی از برنامه‌­هایی که ما در نظر داریم در راستای ترویج و توسعه موضوع اقتصاد خلاق در ایران انجام دهیم، برگزاری همایش است که طبق زمان­بندی، قصد برگزاری آن را در سال آینده داریم. ما در جهت تلاش برای پیشبرد این موضوع در کشورمان، ارتباطاتی را با برخی سازمان­‌ها و نهادهای ذیربط برقرار کرده‌­ایم. همچنین تصمیم گرفتیم تا جهت تحقق برنامه‌های آتی خود، با شما وارد مذاکره شده و ایده‌­هایی را که برای توسعه این سرفصل داریم با شما در میان بگذاریم. و باعث مسرت خواهد بود که شما نظرات خود را درباره آنها مطرح کنید تا باب همکاری‌­های بیشتری در آینده میان دو طرف باز شود.

هاوکینز: از این بابت خیلی خوشحال خواهم شد.

- بنابراین اگر اجازه بدهید سوالات مصاحبه را مطرح کنیم. در ابتدا خواهش می­‌کنم که معرفی کوتاهی از خود و فعالیت­‌هایی که انجام می‌­دهید داشته باشید. ما در یکی از شماره‌­های پیشین فصلنامه، شما را به عنوان یکی از کارشناسان اقتصاد خلاق معرفی کردیم. از کتاب­‌هایتان نام بردیم و فعالیت­‌های ارزشمندتان در این زمینه را برشمردیم.

هاوکینز: من جان هاوکینز هستم، و سال­هاست که زندگی خود را وقف درک این موضوع کرده‌­ام که منظور از خلاقیت و اقتصاد خلاق چیست. در این زمینه فعالیت خود را از بریتانیا، اروپا، و ایالات متحده آمریکا آغاز کرده و اکنون در سرتاسر دنیا با افراد، دولت‌­ها، و کسب و کارهای کوچک و بزرگ همکاری دارم و در تلاشم تا در کنار آنها راه‌­های تشویق به خلاقیت را، به همراه ایجاد و مدیریت فرایند کسب و کار پیرامون خلاقیت شناسایی کنم.

- اگر ممکن است کتاب­‌ها و آثار و فعالیت­‌های دیگرتان را در بریتانیا و سایر نقاط جهان نیز معرفی بفرمایید.

هاوکینز: کتاب اصلی من "اقتصاد خلاق" نام دارد که در سال 2001 به چاپ رسید و در 2007 با تغییراتی تجدید چاپ شد؛ و سه سال پیش، در سال 2013، با اصلاحات اساسی و قابل توجهی مجدداً منتشر گردید. این کتاب اصلی من در زمینه اقتصاد خلاق است.

- شما به تجدید چاپ کتابتان در سال 2007 اشاره کردید؛ این ویرایش چقدر با نسخه 2013 آن فرق دارد؟ 

هاوکینز: راستش باید بگویم که این دو نسخه حدود 80 درصد با هم تفاوت دارند؛ شاید بتوان گفت که دو کتاب کاملاً متفاوت هستند، چرا که عقاید و نظرات، نه فقط عقاید من، بلکه عقاید همه انسان‌­ها، سال به سال در حال تغییر و تحول است و ما با گذشت زمان بیشتر متوجه رویدادها و وقایع می‌­شویم. و در کنار این­ها تأثیر شگرفی را که رسانه‌­های آنلاین، اینترنت، معاملات و تراکنش‌­های آنلاین، برنامه‌نویسی، نرم‌افزارهای گوناگون و در مجموع دنیای دیجیتالی بر زندگی ما گذاشته، بسیار حائز اهمیت است. و به عنوان سومین تحول نیز، می‌­توان از رشد و توسعه چین و اثرات آن یاد کرد.

- بله، همین طور است. آقای هاوکینز، شما چگونه به کشورهای دیگر در بهبود و توسعه اقتصاد خلاق­شان کمک می‌­کنید؟  

هاوکینز: من در کشورهای بسیاری فعالیت دارم و به کشورهای مختلف سفر می­‌کنم. ولی هیچ کدام به اندازه افراد مختلفی نبوده‌­اند که برای تحقیق و پژوهش از دانشگاه‌­ها و یا حتی به طریقی از جانب دولت‌­ها جهت همکاری نزد من آمده‌­اند و هدف­شان درک این موضوع است که واقعاً منظور از اقتصاد خلاق چیست و اینکه چگونه به اقتصاد موجود خودشان ارتباط پیدا می­‌کند. گاهی دغدغه‌­های آنها صرفاً اقتصادی است، مثلاً این­که چگونه می‌­توان این بخش جدید را توسعه بخشید، و یا چگونه می‌­توان مشاغل جدید ایجاد کرده و از کسب و کارها حمایت کرد؛ چرا که جوانان به طور ویژه و بارزی علاقه دارند که در اقتصاد خلاق مشغول به کار و فعالیت باشند، و از این‌رو است که ملت‌­ها هم به این فکر می­‌افتند که چگونه می­‌شود به این جریان پیوست تا بتوان برای جوانان ایجاد اشتغال کرده و صادرات را نیز در این بخش افزایش داد. این موضوع، جنبه دیگری نیز دارد که همان زمینه‌­های فرهنگی و هنری جوامع است؛ دغدغه‌­هایی نظیر این­که چگونه می‌­توانیم هنر و فرهنگ خود را به طریقی سازماندهی و مدیریت کنیم تا مؤثرتر باشند؛ نه این­که الزاماً سودآوری داشته باشند، ولی اینکه پایدار مانده و در کاری که انجام میدهند مفید و و مؤثر واقع شوند، چگونه در جامعه به فعالیت پرداخته و از چه طریقی به مخاطبان بیشتری دست پیدا کنند، چگونه از بازاریابی بهره بجویند، به چه نحوی در این زمینه به تعالی و پیشرفت رسیده، و صلابت و اقتدار کسب کنند.

- بسیار خوب، آیا ممکن است برای ما نمونه‌­های بیشتری از فعالیت­‌هایی که در دیگر کشورها داشته‌­اید را ذکر کنید؟

هاوکینز: من در چین کارهای بسیاری انجام می­‌دهم، کارهایی که گستره وسیعی از طرح‌­ها و برنامه­‌ها را در بر می­‌گیرد. به چینی­‌ها در ارتقای خلاقیت، فرهنگ و نوآوری‌­های­شان کمک می­‌کنم. با دولت‌­های ملل مختلف همکاری دارم و اغلب با قشر جوان، و با شرکت­‌ها کار می­‌کنم. این­ها سه گروهی هستند که من بیشتر با آنها کار می­‌کنم، و البته کار ما تنها به مذاکره و گفتگو محدود می­‌شود؛ هیچ نسخه جادویی در این زمینه وجود ندارد، هیچ تئوری نیست بگوییم اگر طبق آن عمل کنید، ثروتمند خواهید شد، اصلاً چنین چیزی نیست. من دوست دارم با هر کشور وارد مذاکره و گفتگو شوم تا افراد را تشویق و از آنها حمایت و پشتیبانی کنم؛ و پس از آن به مطالعات موردی در آن کشورها می‌­پردازم تا بررسی کنم که چه چیز در آن کشور سعی در ارتقاء و توسعه آن صنعت داشته؛ و یا در کشور دیگری، صنعت پخش برنامه­‌های تلویزیونی از پتانسیل و توان خوبی برخوردار است و یا صنعت طراحی و طراحان آن، از نقاط قوت آن کشور به شمار می‌­آیند؛ و یا حتی موضوع مورد مطالعه می‌­تواند حول محور فرهنگ بوده و یا درباره مالیات باشد. یا در کالیفرنیا به بررسی این می‌پردازم که چگونه باید اقتصاد خلاق را مدیریت کرد، نقش مدیریت در پیشبرد این مقوله چیست، چگونه باید افراد را به سمت ایده‌­های بدیع و برتر هدایت و مدیریت کرد. حقیقت این است که مدیریت خلاقیت مقوله متفاوتی است.

- کاملاً حق با شماست، قطعاً این نوع مدیریت با انواع دیگر آن تفاوت دارد.

هاوکینز: و دیگر این­که من با یک گروه هنری بسیار بزرگ همکاری دارم، با دانشجویان کار می­‌کنم و دوره‌­هایی را برای آنها برگزار می‌کنم، و در پایان آنها گواهی شرکت در دوره‌­ها را دریافت می‌­کنند تا بتوانند در آینده به شغل مناسبی اشتغال داشته باشند. من دو رویکرد متقارن و موازی را دنبال می‌کنم: اول اینکه، کار با افرادی که می‌­خواهند خلاق‌­تر و نوآورتر باشند، می­‌خواهند فکر و ذهن خود را تعالی بخشیده و می­خواهند بدانند که چگونه هم خود و هم دیگران را اداره کنند، و چگونه با دیگران در کارها شریک گردند، می­‌خواهند همانند یک فرد خلاق و کارآمد عمل کنند؛ و این افراد ممکن است در حوزه­‌های متنوعی فعالیت داشته باشند، چه هنر، چه فناوری اطلاعات، توسعه شهری، امور خارجه، امور پژوهشی، در هر حوزه‌­ای ممکن است این افراد به کار و فعالیت مشغول باشند.

- می‌­خواهم به زمانی اشاره کنیم که ایده اولیه صنایع خلاق در ذهن شما شکل گرفت؛ دقیقاً چه چیز باعث شد که شما خلاقیت را برای مطالعه خود انتخاب کردید؟ آیا کلاً و از همان اول به این ایده دست یافتید و یا موضوع دیگری مد نظرتان بود و با گذراندن مراحل مختلف به اقتصاد خلاق رسیدید؟  

هاوکینز: پانزده سال پیش، هنگامی که در تولید و پخش برنامه­‌های تلویزیونی فعالیت داشتم، حرف‌­های بسیاری پیرامون وب، تحول دات‌کام، برنامه ­نویسی و نرم­افزار، و فناوری اطلاعات وجود داشت. در آن زمان بود که به نظرم رسید چه تفاوت عمده‌­ای بود میان آنچه من به­ عنوان فناوری اطلاعات می­‌دیدم، با آنچه که کار خلاق در زمینه هنر و فرهنگ، و دنیای نوآوری تلقی می‌­شد. تصمیم گرفتم روی طرز فکرهای گوناگونی که در این باره وجود داشت تمرکز کنم، روی طرز فکر همه افرادی که خود به نحوی خطوط فکری و شخصی خودشان را، غالباً به شکلی پیچیده بیان داشته و ارائه می­‌کردند، این­که ترجیحاً به جای این­که بر اساس دیتا و فناوری اطلاعات عمل کنیم، ببینیم که چه چیز را خلاقیت بنامیم؛ در آن زمان تأکید بسیاری بر کاربردهای نرم ­افزار و سخت ­افزار بود. این­ها با آنچه در ذهن من می‌­گذشت متفاوت بودند؛ میخواستم از بابت این برداشت شخصی به اطمینان رسیده و به عقیده و مفاهیم دقیق و منحصر بفردی در این باره دست بیابم. حوزه فرهنگ، سنت، رسانه، و طراحی فراموش نشده بود و به نظر من این­ها همگی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بودند و کل فرهنگ متعالی و والا وابسته به آنها بود؛ این همان چیزی است که ما در رابطه با فرهنگ بدان اعتقاد داریم. و من می‌­خواستم چنین مسائلی را که در زندگی افراد بسیار حائز اهمیت بودند، ولی اغلب بخشی از اقتصاد آنها به شمار نیامده بودند را به یکدیگر ربط دهم. چرا که این امور باید بخشی از اقتصاد جوامع باشند. و در حقیقت چیزی که من گفتم این بود که این مسائل بخش عظیم و مهمی از اقتصاد را به خود اختصاص می­‌دهند، و بسیار هم سریع رشد می‌­کنند، و این همان چیزی است که قشر جوان می‌­خواهند طبق آن اقدام کنند. و اگرچه غالباً آنها به طور شخصی و انفرادی عمل می­‌کنند، ولی اگر همه آنها را به عنوان بخشی از اقتصاد محسوب کنیم می‌­بینیم که چه جمعیت زیادی را تشکیل خواهند داد. بنابراین می­‌توان گفت که این­ها همه جزئی از توسعه و پیشرفت جامعه مدرن، و مدرنیزه کردن آن هستند؛ این­که بتوانند به عنوان بخشی از زندگی کنونی، در حوزه صنایع خلاق فعالیت داشته باشند؛ این چیزی نیست که تنها افراد خاصی قادر به انجام آن باشند؛ خود شما هم می‌­توانید این کار را انجام دهید.

- در این سال‌­ها با چه چالش­‌هایی مواجه گشتید؟ 

هاوکینز: (با خنده) چالش­‌ها که بسیار زیاد بودند!

- البته منظورم چالش­‌های شخصی نیستند. مثلاً، اصطلاح «اقتصاد خلاق» را شما برای نخستین بار به کار بردید؛ و مطمئناً در ابتدا افراد بسیاری با آن تطابق و سازگاری نداشتند، یا شاید بهتر است بگوییم که آن را سخت پذیرفتند.

هاوکینز: ببینید، وقتی که کسی به معرفی و شناساندن چیزی و یا کاری جدید، همت می­گمارد، سعی میکند تا واژه و اصطلاحات درستی را برای آن به کار ببرد. من هم باید در نام­گذاری و تبیین مفاهیم و تعاریف، درست عمل کرده و درباره آنها اطلاعات کسب می­‌کردم. باید نشان می­‌دادم که این کارها، از نظر کمی و عددی نیز، به لحاظ جلب توجه دولت از اهمیت برخوردار بودند. این­که ثابت می‌­شد که رقم بالایی از تعداد مشاغل، از میزان تولید ناخالص داخلی، و از میزان صادرات را اقتصاد خلاق در بر می‌گرفت و این اقتصاد با سرعت قابل توجهی در حال توسعه بود و در اقتصاد در حال رشد سریعی بود. و من و بسیاری از افراد دیگر در این زمینه نقش داشتیم و باید با یکدیگر در این راستا فعالیت می‌­کردیم تا بتوانیم دولت را متقاعد کنیم که چه تحولی در حال روی دادن بود. و این بخشی معقول و کارآمد از کل کار بود که می­‌گفتیم، این­ها همه تعاریف، طبقه بندی­‌ها، لیبل­‌ها و نیازهای دولتی ما در زمینه سیاست عمومی هستند. بنابراین، یکی از چالش‌­هایی که همه ما با آن مواجه می‌­شویم، این نیاز به مشخص کردن تعاریف است تا طرف مقابل را به فکر وادار کنیم، و پس از آن به سراغ ایده‌­ها و نظرات، بدایع، چگونگی اداره و مدیریت کسب و کار می­‌رویم و اهمیت هم ندارد که آنها را چه می‌­نامیم.

- بله، درست است. اصطلاحات دیگری نیز در ابتدا مطرح گردید؛ اصطلاحاتی نظیر «اقتصاد دانش‌بنیان»، «اقتصاد اطلاعات»، و یا اصطلاحاتی از این قبیل؛ می‌­خواستم بدانم که شما چه تفاوت‌­های را میان این عبارات و مفاهیم قائل هستید؟ مثلاً این­که از اصطلاح اقتصاد دانش‌بنیان در معنای گسترده استفاده نکنیم. تا جایی که من مطلع هستم، در آن زمان افراد از این اصطلاح بسیار استفاده می‌­کردند.

هاوکینز: بله، خود من هم سالیان بسیاری از این عبارت استفاده می­‌کردم، از دهه­‌های 1970، 80 و 90؛ جامعه اطلاعاتی، مفهوم بسیار قوی بود که در آن زمان توسط یونسکو و سازمان ملل و دیگر سازمان‌­ها بسیار مورد حمایت و پشتیبانی قرار داشت و حتی خود من هم بسیار از آن استفاده می­‌کردم، از عباراتی مانند جامعه اطلاعاتی، اقتصاد اطلاعات، اقتصاد شبکه­‌ای، و اقتصاد دانش‌بنیان. و همه آنها به منزله گام‌­ها و مراحل درک ما بودند از آنچه که در حال روی دادن و تحول در آن زمان بود. ولی حقیقت این است که من می­‌خواستم بر روی خلاقیت تأکید کنم؛ اینکه ما در زمینه اطلاعات و دانش چه کار می­‌کنیم، ببینید، تنها این نیست که بگوییم دانش و اطلاعات؛ آنها شی نیستند، آنها خود راه‌­های درک کردن هستند. و آنچه که افراد خلاق انجام می­‌دهند این است که آنها این مفاهیم را انتخاب کرده و آنها را تغییر می­‌دهند. ممکن است که دانش را وارونه کنند؛ آنها در این زمینه خود را کاملاً آزاد می‌­بینند که دانش و اطلاعات را تغییر دهند؛ اینکه معانی و اسم‌­های جدیدی به آنها بدهند. و من می­‌خواستم بر این فرایند تغییر، تأکید بورزم.

- پس شما معتقد هستید که افراد خلاق، گام به گام از اطلاعات و دانش بهره گرفته ولی از آنها عبور میکنند.

هاوکینز: بله، من از اطلاعات بسیاری نوشته‌­ام؛ از جامعه اطلاعات، از جامعه شبکهای، و اقتصاد دانشی، که هنوز هم موجود هستند؛ ولی می‌­خواهم بر تغییراتی تأکید کنم که مردم بر اطلاعات وارد می­‌کنند، و چگونه از درک غیرشخصی خود بهره گرفته و دانش را به وجود می‌­آورند. من می‌­خواهم به بیان­‌ها و نمودهای شخصی دانش توجه کنم که فردی و درونی هستند. من به آن جنبه و منظر نگاه می­‌کنم.  

- بسیار خوب. آقای هاوکینز، اکنون پس از پانزده سال که در این زمینه فعالیت جدی دارید، اقتصاد خلاق را چگونه تعریف می‌­کنید؟ زیرا همان­طور که می‌دانید رفته رفته افراد و دولت‌­ها، تعریف خود را از این مفهوم گسترش می‌­دهند. شما در لحظه کنونی و در سال 2016، چه تعریفی را برای اقتصاد خلاق ارائه می­‌دهید؟

هاوکینز: من همواره برای تعریف اقتصاد خلاق، از تعریف خلاقیت آغاز می­‌کنم، و آن را فرایندی می‌­خوانم که یک قابلیت اولیه و ارزشمند انسانی بوده و بخشی از انسانیت هر فرد است. ما این قابلیت و فرایند را در زندگی شخصی خود داشته و اکنون نیز به طور چشمگیر و فزاینده‌­ای آن را در کسب و کار خود نیز به کار می‌­گیریم. و بر همین اساس، اقتصاد خلاق، نتیجه و پیامدی از همان خلاقیت در تولید، خدمات مختلف و نیز بازار کسب و کار است. دلیل آن­که من این تمییز را قائل می‌­شوم این است که من با ذات و طبیعت عمومی و فراگیر خلاقیت سر و کار دارم؛ هر کسی این خلاقیت را داراست، همه از آن بهره میگیرند و اکنون همه جا و در بین همه وجود داشته و مانند یک جنبش جمعی در جهان در جریان است. برخی افراد آن را در هسته اصلی تفکر تجاری و یا کار خود قرار می­‌دهند، چنین فردی می‌­تواند یک هنرمند باشد، و یا یک نویسنده، و یا طراح یک وب‌سایت و یا کسی که به طریقی در یک فعالیت دیجیتالی مشغول به کار است و به این وسیله، از ایده­‌های نو و بدیع، دست به خلق قابلیت‌­هایی در قلب فعالیت و کار خود بزند؛ چه یک فعالیت غیرانتفاعی باشد و یا تجاری، بخش خصوصی و یا حتی دولت؛ تغییرات عمده‌­ای در شرایط و مقررات مربوط به بهداشت و درمان و آموزش رخ داده است و این به دلیل تغییر نگرشی است که در نحوه ارائه خدمات درمانی و بهداشتی، و نیز آموزش به وجود آمده است.  

- به نکته خوبی اشاره کردید: آموزش؛ به نظر شما آموزش چه نقشی در اقتصاد خلاق دارد و از چه طریقی به آن کمک و هم‌بخشی می‌­نماید؟ باید چه تغییراتی در فرایند آموزشی خود ایجاد کنیم تا در مجموع، اقتصاد خلاق بهتری داشته باشیم؟

هاوکینز: به نظر من باید علایق افراد، کودکان، نوجوانان، جوانان، و یا دانشجویان را در سوال پرسیدن، خلق و بروز ایده‌­های­شان و نیز در مدیریت فکرشان شناسایی کنیم.

- آیا شما تا به حال با دولت هیچ کشوری در زمینه نحوه آموزش جوانان آنها همکاری داشته­‌اید؟ 

هاوکینز: البته که کار کرده‌­ام، اتفاقاً در این زمینه با دولت چین زیاد همکاری داشته‌­ام تا نظام آموزشی خود را تغییر دهند.  

- آیا ممکن است از مهم­ترین و اصلی­‌ترین توصیه‌­ها و پیشنهادهایی که به دولت چین در زمینه تغییر فرایند آموزشی آنها ارائه داده‌اید، برای ما بگویید؟

هاوکینز: در واقع این طور بگویم که این تغییر، حرکت از شرایط سنتی و عرف حاکم است که در آن هر آن­چه را که معلم تدریس می­‌کرد، دانش­آموزان باید آنها را حفظ می­‌کرده و در پایان سال تحصیلی، همان حفظیات را در برگه­‌های امتحانی خود می‌­نوشتند و در این صورت، امتحان خود را با موفقیت پشت سر می‌­گذاشتند و می­‌توانستند به مقطع بعدی راه پیدا کنند. ما باید افراد را تشویق کنیم که به دنبال علایق و خواسته­‌های خود بروند و در ایده‌­های بدیع و شخصی خودشان و نیز در موقعیت‌­های مختلفی که در آنها قرار می­‌گیرند، خلاق باشند؛ بتوانند هم به طور مشترک و گروهی و هم بدون دیگر افراد به انجام کار بپردازند؛ و در بیان ایده­‌ها و نظرات خود بهتر عمل کنند. در نتیجه، ماهیت و ذات کلاس درس متفاوت می­‌شود، ارتباط میان معلم و دانش‌آموز تفاوت دارد، و نحوه تدریس فرق داشته و شیوه ارزیابی دانش آموزان نیز متفاوت است.

- حق با شماست. در این باره برای من به عنوان پژوهشگر این حوزه، سوء تفاهم و یا بهتر بگویم، ابهامی برای من به وجود آمده است، و آن پیرامون دو واژه خلاقیت و نوآوری است؛ به عنوان نمونه، ما میگوییم که ملتی نوآور است، و در عین حال ما مفهوم خلاق را نیز داریم، آیا بین این دو مفهوم تفاوتی وجود دارد؟

هاوکینز: من فکر می­‌کنم که ما بسیاری از اوقات هر دوی این مفاهیم را به جای یکدیگر به کار می‌­بریم، یعنی در استفاده از آنها، تفاوتی از لحاظ مفهوم و موقعیت قائل نمی‌­شویم؛ به همین دلیل است که من اهمیت زیادی به آن نمی­‌دهم. ولی فکر می‌­­کنم که میان این دو مفهوم، تفاوت وجود دارد. ارتباط میان آن دو این است که غالباً ایده به صورت یک ایده خلاقانه شروع می‌­شود و سپس به شکل چیزی بروز پیدا می­‌کند که نوآورانه است. بنابراین برداشت من از موضوع این است که خلاقیت می­‌تواند به نوآوری منجر شود؛ شما ایده خلاقانه‌ای را مطرح می­کنید که نوآوری را ایجاد می­‌کند، در حالی­که نوآوری بسیار به ندرت به خلاقیت می‌انجامد؛ در واقع این امر همواره با خلاقیت آغاز شده و به نوآوری ختم می‌­گردد. و تفاوت عمده و حتمی که بین این دو فرایند وجود دارد این است که خلاقیت روشی شخصی و ویژه خود تولید می­‌کند و ایده­ای است که من آن را مبهم و نامشخص می‌خوانم، و خود آن ایده‌آل نیز همواره به وسیله عنصری درونی و فردی القاء شده و بسیار دشوار است که آن را دوباره دقیقاً تکرار کنیم، بسیار سخت است که بخواهیم آن را دقیقاً تکرار کنیم. این در حالی است که تمام هدف نوآوری تولید و ایجاد چیزی است که مجدداً بتوان آن را تکرار کرد. به طور نمونه، کسی که داستان می‌­نویسد را در نظر بگیرید، بسیار سخت است که این کار دوباره عیناً تکرار شود، شاید حتی بتوان گفت که کاری غیر ممکن است؛ در حالی­که اگر تکنولوژی جدیدی را مبتکرانه خلق کنید، و یا نمونه اولیه از چیزی که قبلاً آن را تست کردهاید را توسعه داده و یا کارایی آن را بالاتر میبرید، و ممکن است که بخواهید تعداد زیادی از آنها را به صورت مشابه تولید کنید؛ مانند این است که من آنچه که شما در ایران انجام داده‌­اید، بتوانم عیناً در بریتانیا انجام دهم. بنابراین می‌­توان نتیجه گرفت که نوآوری قابل کپی­برداری است.  

- نقش تکنولوژی در این اقتصاد خلاق چیست و تا چه اندازه در این حوزه اثرگذار است؟ و این­که ما چگونه می‌­توانیم به شکلی مبتکرانه و نوآورانه از تکنولوژی بهره بگیریم؟

هاوکینز: من فکر می­‌کنم که این امر تا حدود بسیار زیادی، بستگی به سؤالات بی‌­شماری دارد که درباره اقتصاد خلاق مطرح هستند و می‌­توانند پاسخ خیلی مشخصی هم نداشته باشند؛ پس اگر درباره تکنولوژی در چاپ و یا نوشتن صحبت کنیم، نقش تکنولوژی در آنها نسبتاً کمرنگ­تر است؛ در حالی­که اگر تکنولوژی را در حوزه فیلم‌­سازی در نظر بگیریم، این نقش بسیار بسیار بیشتر و پررنگ­تر خواهد بود؛ تکنولوژی در این میان بر نوشتن فیلم­نامه اثری نخواهد داشت، ولی به میزان قابل توجهی بر نحوه فیلمبرداری صحنه‌­ها، لنزی که برای این کار انتخاب می‌­کنید، نوع نورپردازی و صدابرداری اثرگذار خواهد بود؛ و از همین­رو، توزیع فیلم نیز از دیگر مواردی است که تکنولوژی در آن نقش بسزایی خواهد داشت. و یا اگر نوشتن یک برنامه نرم­افزاری، و یا یک پلتفرم آنلاین، یا یک اپلیکیشن موبایل را در نظر بگیرید، می‌­توان گفت که تقریباً همه آن فرایند را تکنولوژی در بر گرفته است؛ خلاقیت، خیلی بیشتر از معنای تخصصی خود، کل این فرایند را به خود اختصاص داده است.

- اجازه بدهید کم‌کم بحث را خلاصه کنیم. اصلی­ترین مؤلفه­‌های اقتصاد خلاق را چه می­‌دانید؟ می­‌دانیم که در میان آن مؤلفه­‌ها مالکیت فکری (که حق کپی‌رایت از مصادیق آن به شمار می‌­آید)، فرایند آموزش، و ... وجود دارند؛ شما کدام­یک از این مؤلفهها را مهم­تر از بقیه موارد می‌­پندارید و چه ترتیب اولویتی برای آنها قائل هستید؟ منظورم این است که به طور مثال، مالکیت فکری از نظر شما تا چه حد در اقتصاد خلاق نقش دارد، و یا اهمیت آموزش به قشر جوان جامعه در این حوزه چقدر است؟

هاوکینز: برخی از این مؤلفه‌­ها در هر موضوعی حتمی و ضروری هستند، ولی به نظر من آموزش و آنچه که من آن را اکولوژی خلاق می­‌خوانم (من درباره اکولوژی خلاق، کتابی را هم نوشته و منتشر کرده‌­ام)، برای همه مؤلفه­‌های اقتصاد خلاق، قطعاً بسیار مهم و ضروری به شمار می‌­آیند. از همین‌رو است که افراد خلاق گرایش به خوشه­‌بندی (دسته­‌بندی) در مناطق مختلف و شهرهایی پیدا می­‌کنند که در آنها افرادی که در آنجا زندگی می­‌کنند تمایلات فکری و طرز تفکر مشابه آنها را داشته و همانند خودشان خلاق هستند؛ چنین چیزی به این دلیل اتفاق می‌­افتد که آنها دوست دارند میان افراد خلاق قرار بگیرند، و اگر در آنجا افراد خلاق نیابند، به جایی دیگر خواهند رفت. آنها از روستاها و بخش‌­ها به شهرهای کوچک، و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ، و از شهرهای سنتی‌­تر به شهرهای جهانی نقل مکان می‌­کنند و در تمام این تغییر مکان­ها به دنبال افرادی می­‌گردند که بتوانند به آنها در پرورش ایده­‌هایشان کمک کنند؛ پس می‌­بینیم که اکولوژی نقش بسیار مهمی را در این زمینه ایفا می­کند و اگر در رابطه با مسأله حق کپی‌رایت بخواهیم صحبت کنیم، یعنی مواردی از جمله حقوقی مالکیت فکری، حق امتیاز، علائم تجاری و یا حقوق طراحی، حقیقت این است که این موارد در برخی از صنایع اهمیت چندانی ندارد، صنایعی هم­چون طراحی، معماری؛ ولی در برخی دیگر از صنایع نظیر صنعت فیلم و یا صنعت تلویزیون، از اهمیتی بسیار اساسی و مهم برخوردارند. پس می­‌توان نتیجه گرفت که آنها در هنر اهمیت چندانی ندارند، البته برای برخی از هنرمندان مهم هستند. بنابراین مسائلی هستند که هر کشوری باید، از این‌رو که همه آحاد جامعه را در بر می‌­گیرد، به آن بیاندیشد؛ این­که آموزش را چگونه آغاز کند و به حمایت از مراکز آموزشی و هنری رسیده و به افراد جهت راه‌­اندازی، اداره و مدیریت، و سپس توسعه کسب و کارهایشان کمک نماید؛ چنین مواردی برای همه سودمند خواهد بود. و سپس در کنار این امور، مالکیت فکری قرار دارد که برای برخی از بخش‌­ها بسیار اهمیت دارد، در حا­لی‌که برای برخی دیگر چندان حائز اهمیت نیست.  

- و ممکن است درباره نقشی که کارآفرینی در اقتصاد خلاق ایفا می‌­کند، توضیح دهید؟

هاوکینز: کارآفرینی از آن‌رو اهمیت دارد که شما را وادار می­‌کند به این فکر کنید که باید از پیشرفتهای خود بهره بگیرید. مردم باید بدانند که خلاق بودن بسیار ریسک بالایی دارد؛ و این­که در میان راه، ممکن است بارها با شکست مواجه شوید و از آنجایی که دولت‌­ها از شکست خوردن تنفر دارند، آنها همواره با این مشکل روبرو هستند که مثلاً می­‌خواهند مدرسه‌­ای و یا بیمارستانی و یا جاده‌ای بسازند، به این منظور بودجه‌­ای را به این کار اختصاص داده و دو سال بعد آن مدرسه را ساخته‌­اند، چنین کاری بسیار ساده به نظر می­ رسد؛ مثل این است که بخواهد به همین شکل کارخانه‌­ای بسازد، خب این کار بسیار ساده است. ولی اگر دولت بیاید و این پول و بودجه را در اختیار تعدادی از افراد خلاق قرار دهد، بخشی از این افراد شکست خواهند خورد و این همان چیزی است که دولت از آن متنفر است. بنابراین، دولت ­ها می ­خواهند که افراد را به خلاق بودن و نوآور بودن تشویق کنند، ولی حقیقت این است که با انجام کارهایی که ذکر شد، در واقع از این تشویق سرباز می ­زنند و چه بسا که باعث دلسردی نیز می ­گردند. پس این طرز فکر بسیار مهمی است که باید در دولت ­ها ایجاد گردد؛ آنها باید اطمینان پیدا کنند که راهی که در پیش گرفته‌­اند در راستای حمایت و کمک به افراد در خلاق بودن آنها است، و موجب شرمساری دولت در این باره نخواهد بود. این بحث بسیار حیاتی و مهمی است که چین هم­اکنون در حال پیاده کردن آن در کشورش است. این یکی از حوزه‌­های مطالعاتی مورد پژوهی است که بسیار هم مهم به شمار می­آید، زیرا تعداد محدودی الگو در این زمینه در سرتاسر جهان وجود دارد، و این بسیار مهم است که هر کشوری می ­تواند از کشور دیگر بیاموزد.  

- منظور شما این است که می ­توان از شیوه­‌ها و روش‌­هایی که آنها جهت رشد و توسعه اقتصاد خلاق در کشور خود به کار می‌گیرند تقلید و کپی‌­برداری کرد؟

هاوکینز: شما در هر حوزه‌­ای می ­توانید در نظر بگیرید که مثلاً چگونه نویسندگان و یا طراحان دیجیتال را ترغیب کرده و به آنها کمک کرده­اید، و می ­توانید همان­طور که دیگران در جهان این کار را انجام می­ دهند، به افراد در انجام این کارها کمک کنید. و در اینجا درک کارآفرینی بسیار مهم است؛ در عین حال که شما به افرادی هم نیاز دارید که کارآفرین نبوده و تنها کارگران و نیروی کار خوبی هستند. زیرا تفکر کارآفرینانه بسیار مشکل بوده و هر کسی نمی­تواند کارآفرین باشد. بنابراین افراد بسیاری هستند که خود کارآفرین نیستند، ولی دوست دارند که با یک کارآفرین کار کنند.

- بسیار خوب، اجازه بدهید اکنون به سراغ ایران برویم. البته پیش از آن­که مسأله اقتصاد خلاق در ایران و سؤالاتی که در این زمینه وجود دارند را مطرح کنم، دوست دارم بدانم که نظر کلی و عمومی شما در رابطه با ایران چیست؟

هاوکینز: راستش را بخواهید من چیز زیادی درباره ایران نمی­‌دانم. تنها اطلاعاتی که من در این رابطه دارم به زمانی بسیار بسیار قبل برمی ­گردد که من در حوزه پخش برنامه‌­های تلویزیونی فعالیت داشتم و در آن زمان دولت از برنامه‌­های تلویزیونی به­ عنوان ابزاری ملی جهت آموزش استفاده می ­کرد، که باید بگویم کار بسیار خوبی هم بود، و در آن زمان من کسی را می ­شناختم که در یونسکو و در دفتر ایران کار می ­کرد. اخیراً هم درباره تولید فیلم‌­های شما مطلع شده‌­ام، زیرا شما تولیدکننده بزرگی در زمینه فیلم هستید.

- آیا از میان آن فیلم‌­ها، نام هیچ یک را به خاطر می‌­آورید؟

هاوکینز: متأسفانه نام هیچ­کدام از فیلم ­هایی را که از ایران دیده‌­ام اکنون به خاطر ندارم؛ ولی فیلمهای خوبی بودند، ضمن این­که مجدداً عرض می­ کنم که شما یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فیلم در منطقه هستید.

- بله، درست است. همان­طور که می­ دانید ایران از سابقه و میراث فرهنگی بسیار غنی و قوی برخوردار است. با علم به این موضوع، چه توصیه ­ها و پیشنهاداتی را به دولت و مردم ایران دارید تا با بهره جستن از چنین میراث فرهنگی و هنری والایی، اقتصاد خلاق را در ایران توسعه و ارتقاء دهند؟

هاوکینز: در وهله اول فکر می ­کنم که باید به داشتن چنین امتیازی افتخار کنند؛ و فکر می ­کنم که برخورداری از میراث هنری، خود گواه بر موفقیت اقتصاد خلاق در ایران، از صدها و هزارها سال قبل است. البته من برای این­که دقیق ­تر بتوانم پاسخ این سؤال را بدهم، نیاز دارم تا بیشتر در مورد این میراث در ایران بدانم. ولی در هر صورت می­ توان گفت که این میراث خود نیز نتیجه و دستاورد است و می­توانید آن را از مناظر و جنبه­ های گوناگونی چون تاریخ هنر بررسی نمایید؛ که فکر می­کنم تاکنون چنین کارهایی در این زمینه انجام شده باشد. و مسأله دیگر این است که این امر چگونه نتایج حاصل را در اختیار نسل­های فعلی از افراد خلاق در ایران قرار می­ دهد؟ این­که آنها کاری را که می­ خواهند انجام دهند، چگونه ارزیابی می­ کنند؟ و آیا می ­توانند آن را دوباره خلق و ابداع کرده و یا تغییرش دهند؟ آیا می­ توانند الگوها و کسب و کار خود را روی آن اعمال نمایند؟ من با کسانی در برزیل همکاری دارم که در آمازون کار می­ کنند؛ این افراد مصنوعات، سفالینه ­ها و سرامیک ­های فوق‌­العاده­‌ای خلق می ­کنند؛ ولی کوچکترین ایده‌­ای نسبت به این­که چگونه آنها را ساخته، طراحی، بازاریابی و قیمت ­گذاری کرده، توزیع نموده و به فروش بگذارند، ندارند. از این رو ما در این پروژه هستیم تا ببینیم که این افراد چه کار کرده و به آنها کمک می­ کنیم تا محصولات­شان را به بازار ارائه دهند.

- پس شما منظورتان این است که ما برای بهره­ گیری از میراث خود در این راستا، به یک الگوی کسب و کار نیاز داریم.

هاوکینز: بله، دقیقاً این یک الگوی کسب و کار است. شما در این میان زنجیره ارزشی دارید که با نگاه به آن با خود می­‌اندیشید که آیا همه آنچه را که باید و در توانمان است، در هر مرحله‌­ای از این زنجیره ارزش، انجام می­ دهیم؟ در پاسخ به این سؤال، گاهی جواب مناسبی پیدا کرده و گاهی نیز پاسخ دادن به این سؤال امکان­پذیر نیست. پس باید در این باره بسیار واقع‌­بین بود. قرار نیست به سراغ چیزی بروید که واقعیت در آن کارایی نداشته و عملی نیست؛ بلکه باید کاملاً حقیقی و واقعی بوده و به کسب و کار نزدیک باشد.  

- ما در ایران مفهوم دیگری را نیز در کنار اقتصاد خلاق داریم که شهر خلاق نام دارد. هر دوی این مفاهیم سعی در جلب نظر دولت و مردم دارند؛ برخی شهرها و شهرداری­‌های مربوط به هر شهر، شوراهای شهری، همه و همه درباره مفهوم شهر خلاق سخن می ­گویند. در کشوری همانند ایران که دولت آن فدرال نیست، توصیه و پیشنهاد شما در این زمینه چیست؟ به نظر شما شهر خلاق در اولویت است و یا اقتصاد خلاق؟  

هاوکینز: به نظر من این دو، دست در دست و هم­سو با یکدیگر عمل می­کنند. شما اقتصاد خلاق را دارید که در آن عمدتاً توجه ­ها معطوف به افراد و ماهیت مخلوق بودن در کارهای روزمره‌­شان و نیز، تأکید بر الگوهای کسب و کار، سازماندهی و مسائل مدیریتی است. مفهوم اقتصاد خلاق، درگیر همه موضوعات و امور این چنینی همانند مالیات و سیاست مالیات­بندی و ... است، و این­که چگونه شرکت ­ها راه‌­اندازی گشته و ساختارشان شکل می ­گیرد، چگونه سرمایه­ گذاری و تأمین مالی برای آنها انجام می­ شود، و این­که شما چگونه برای اقتصاد خلاق سرمایه ­گذاری می­ کنید؟ و نیز با مسائل و امور مدیریتی و رهبری و هدایت سر و کار دارد، و امور دیگری همچون کارآفرینی، بازاریابی، تأمین مالی و سرمایه­ گذاری، نیروی انسانی، واردات و صادرات، پیشرفت و رشد در زمینه تجاری و بازرگانی و مسائل دیگری از این قبیل؛ در حالی­که مفهوم شهر خلاق، به اموری هم­چون طراحی شهری، ساختمان‌ها و طراحی آنها می ­پردازد، البته با هیچ­کدام از این­ها، معماری ساختمان­ ها منظور نیست، بلکه تا جایی که طرح و نقشه ساختمان چقدر در یک اکولوژی خلاق مؤثر واقع می ­شود را مد نظر قرار می­دهد. بنابراین باز هم تأکید می­ کنم که این دو مفهوم با یکدیگر پیش رفته و دیگری را تحت پوشش قرار می­دهند. یکی از مهمترین مسائل در اقتصاد خلاق، فراهم کردن مکان­های ارزان قیمت و خوب برای جوانان خلاق است و نیز این­که چگونه این مکان مناسب را که در آن آزادی عمل داشته باشند، برایشان آماده می ­کنید. این یکی از مسائل کلیدی در اقتصاد خلاق است، چرا که افراد نیاز دارند تا کارشان را از یک جایی آغاز کنند، ولی همیشه در ابتدا اجاره جا و هزینه­ های مربوط به آن، سطح درآمد و از این دست امور مطرح می­ گردد. من چنین مسائلی را جزئی از اقتصاد خلاق به حساب می­ آورم. به نظر من در تمام جوامع خلاق موفق، این دو رویکرد و طرز فکر هم­‌راستا و در کنار یکدیگر عمل می­ کنند، هیچ­یک از آنها منافاتی با دیگری ندارد. من خیلی وقت پیش تا حدودی به عنوان یک طراح شهری فعالیت داشته‌­ام و از این رو خیلی خوب از این مسائل آگاهی دارم. همچنین، در آخرین ویرایش از کتاب اقتصاد خلاق من، یک فصل کامل به شهرهای خلاق اختصاص دارد. پس من مجدداً خاطر نشان می­ کنم که این دو مفهوم با یکدیگر همسو بوده و این­که آنها را جدا و منحصر از دیگری بدانیم، نتیجه و اثری معکوس در پی خواهد داشت. از همین‌رو است که افراد گوناگونی را جذب خود کرده و مسائل متنوعی را در بر می­گیرند. بنابراین گزینه انتخابی میان آنها وجود ندارد؛ شما به هر دوی آنها نیاز دارید. علاقه شخصی من به بیان­‌ها و نمودهای شخصی، و الگوهای کسب و کار است. من همچنین دوست دارم که در یک شهر خلاق زندگی کنم، نمی­توان بدون یک شهر خلاق، اقتصادی خلاق را رونق بخشید. بنابراین باید هر دو مفهوم ذکر شده را برای آغاز در نظر گرفت، برخی از سیاست­ ها کلی‌­تر بوده و عموم جامعه را در بر می­ گیرد، و برخی دیگر از آنها تنها برای شهرها در نظر گرفته می‌شوند.

- به عنوان جمع‌­بندی اگر سخن خاصی در قالب توصیه، نظر و یا پیشنهاد، در رابطه با ایران و اقتصاد خلاق در ایران با مخاطبان فصلنامه ما دارید، بفرمایید.  

هاوکینز: باید بگویم که از گفتگویی که با هم داشتیم بسیار مسرور و مشعوف شدم. امیدوارم که این سرآغاز گفتگوهای بسیار بعدی میان کشور من و کشور شما باشد. من همواره به کشورهای بزرگ با زمینه فرهنگی غنی، همانند ایران علاقمند بوده­‌ام؛ کشورهایی که قدم در راه درکی ژرف از مفهوم خلاق بودن گذاشته و در تلاش­اند تا درباره این­که چگونه می­ توانند خلاقیت را به جریان اصلی اقتصاد راه دهند، عمیقاً فکر می­کنند و از آن، جهت مدرن کردن جامعه بهره می ­گیرند. این راهی است که تمام جوامع در جهان آن را در پیش گرفته­‌اند؛ برخی با سرعت و برخی کندتر در جهت آن در حال حرکت هستند. من برای کمک به ایران در این طریق، مشتاق هستم تا بتواند با سرعت در این مسیر گام بردارد.

 

برای دریافت آخرین مطالب و گزارشات درباره اقتصاد و صنایع خلاق ایران و جهان عضو کانال «اقتصاد خلاق» در تلگرام شوید

منبع: فصلنامه اقتصاد خلاق