معاون نظارتی بانک مرکزی در مصاحبه با فصلنامه اقتصاد خلاق تشریح کرد
نقش نظام بانکی کشور در توسعه اقتصاد خلاق
معاون نظارتی بانک مرکزی در گفتگویی با فصلنامه اقتصاد خلاق به تشریح نقش نظام بانکی کشور در توسعه اقتصاد خلاق پرداخته است.

اقتصاد خلاق: حمید تهران‌فر دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد مدیریت بانکی از مؤسسه عالی بانکداری ایران است. وی در سال 1364 به استخدام بانک مرکزی جمهوری اسلامی درآمد و طی این سال‌ها سمت‌های مدیریتی مختلفی را برعهده داشته است. از فعالیت‌های حرفه‌ای تهران‌فر در عرصه اقتصاد می‌توان به عضویت کمیته فنی هیأت خدمات مالی اسلامی در مالزی، عضویت در کارگروه تخصصی تدوین ضوابط کفایت سرمایه برای بانک‌ها و مؤسسات اعتباری اسلامی، عضویت در کمیسیون اعتباری و کمیسیون ارزی بانک ‌مرکزی اشاره کرد. فصلنامه اقتصاد خلاق در گفتگو با معاون نظارتی بانک مرکزی کوشیده است تا نحوه ورود بانک‌ها به منظور توسعه صنایع خلاق و فرهنگی در کشور را بررسی کند.

مشروح مصاحبه فصلنامه اقتصاد خلاق با معاون نظارتی بانک مرکزی در ادامه می‌آید:

فصلنامه اقتصاد خلاق: جناب تهران­‌فر با تشکر از اینکه فرصتی در اختیار فصلنامه اقتصاد خلاق قرار دادید. با توجه به نوپا بودن این بخش از اقتصاد در سطح جهان و بخصوص در ایران، چه پیشنهادها و راهنمایی­‌هایی را در این خصوص دارید؟

تهران‌­فر: در خصوص اقتصاد خلاق و با توجه به جوانی این شاخه از علم اقتصاد که در حقیقت تکمیل کننده اقتصاد هنر و فرهنگ است، باید به چند موضوع توجه کنیم. یکی اینکه به یاد داشته باشیم هر فعالیتی، ولو اینکه به­ ظاهر در حیطه اقتصادی نباشد، در متن خود یک موضوع اقتصادی دارد و این موضوع آنقدر مهم است که اگر به آن توجه نکنیم اصل کار که فعالیت به خاطر آن ایجاد شده، خود به خود مخدوش می‌شود. برای مثال اگر به موضوعی مانند ورزش نگاه کنیم می­‌بینیم که در تیم‌های مختلف ورزشی این قسمت حل نشده درآمدها و هزینه‌­ها معمولا با هم هماهنگ و متعادل نیست. تیم‌­های بزرگی که اینقدر هوادار دارند و محبوب هستند، در زمینه اقتصادی دارای ضعف­های بزرگی می­باشند. متاسفانه توجه کلی بخش­های مختلف اقتصاد در واقع اینطور شکل گرفته است که یک دولت مرکزی پولدار موجود است؛ این دولت قدرت و خزانه بی­نهایتی دارد که می­آید و همه مشکلات را مانند سوپرمن افسانه‌ای حل می‌کند؛ و اگر پول ندهد دولت ناکارآمد و ضعیفی است. این تصور باید از بین برود.

هر فعالیتی که در کشور تعریف می‌شود برای اینکه بتواند ادامه حیات دهد، قطعا باید بخش اقتصادی آن مدیریت شود، درآمدزا باشد و بتواند مستقل از دولت و حاکمیت اداره شود. فعالیت‌ها نباید تنها یک طرفه و هزینه‌کرد باشند، بلکه باید بگونه­ای تعریف شوند که بتوانند درآمدزا باشند.

متاسفانه این مبتلا به اقتصاد ما است. در بخش‌های مختلف صنعتی نیز همین مشکل را داریم. صنعت­گران ما هم در بخش اقتصادی خود  در واقع آن تحلیل­‌هایی که باید ابتدا انجام دهند را انجام نمی­‌دهند؛ نیاز سنجی ندارند و برآورد بودجه آنها واقعی نیست؛ بازار آینده را نگاه نمی‌کنند تا با توجه به آن یک هدف را پس از تحلیل بازار انتخاب کنند. به قول یکی از دوستان که می­گفت معلوم نیست چند سال صنعت ما نوزاد خواهد ماند خیلی از افراد به دنیا آمدند، پیر شدند، از دنیا رفتند، بچه­‌های آنها هم اکنون مسن شده­اند، ولی صنعت ما هنوز در مرحله نوزادی باقی مانده است.

چرا؟ به خاطر این دیدگاه واقعا ناصحیح که در ذهن کشاورزهای ما هم وجود دارد، در ذهن صنعتگرایان ما هست، و در حقیقت در ذهن تمامی ما ایرانیان وجود دارد که یک دولت مرکزی وجود دارد، و این دولت ماشین پول­سازی است و باید برای ما خرج کند. متاسفانه وضع بگونه­‌ای می­‌شود که مهارت افراد در این خلاصه می‌شود که چقدر بتوانند از این ماشین پول­ساز پول بگیرند. تنها بخشی که تا حد زیادی از این موضوع به‌دور می‌باشد، هنر است. هنر از قدیم برای حضور در جامعه نگاهش به مردم بود. مردم بودند که مثلا نقاشی سفارش می‌­دادند، خط و خوشنویسی را تشویق می­‌کردند، و کتاب می‌­خریدند. درست است که حاکمیت در این حوزه‌­ها ورود پیدا کرده، اما تنها تشویقی بوده است. کسی به دنبال پول در آوردن از دولت برای تولید هنر نیست؛ مثلا استاد فرشچیان نگاهش به دولت نیست، امیرخانی، احصایی و غیره و یا بازیگران ما و هنرمندان تئاتر و سینما، موسیقیدان­‌های ما؛ اینها چشم­‌داشتی به دولت ندارند. نگاهشان و حامی آنها مردم است. پس برای تداوم کار احتیاجی به سرمایه‌­های دولتی به عنوان تنها راه باقی‌مانده ندارند. اگر دولت ورودی پیدا کند، تنها تشویقی است. در حقیقت کاری که اقتصاد خلاق انجام می­‌دهد وصل کردن نقاط اقتصادی و تولیدی به هنر و هنرمند است. این روش را که به عنوان اقتصاد خلاق بنا گذارده شده و با دیدگاه‌­های خوب آقای دکتر جنتی و مشاوران اقتصادی که دارند و در این حوزه صاحب نام هستند، به سمت جلو حرکت کرده و باید به عنوان یک پدیده خوب در کشور آن را باز کنیم و به جامعه و مردم و اقتصادیون درست معرفی نماییم. تبیین درست هر موضوعی بخصوص اقتصادی، گام اول است. قبل از اینکه هر فعالیتی شروع شود حتما باید ببینیم که در آینده مدیریت اقتصادی آن چگونه است؟ چگونه سیاست­گذاری می­کنند؟ مسایلی مانند هدف­گذاری، نیازسنجی، ماموریت­‌ها و اهداف­شان را چگونه طرح می­‌کنند.

یک موضوع دیگر در بخش اقتصاد خلاق این است که متاسفانه ما به فعالیت بخش خصوصی توجه نمی‌کنیم. عموما کارها را دستوری انجام می­‌دهیم. هنر این خاصیت را ندارد. هنر دستوری نیست؛ با دستور نمی‌­توان چیزی را خلق کرد، پس عرصه حضور بخش خصوصی است. نمی‌­توان دستور داد یک شرکت ایجاد بکنیم؛ زیرا وقتی آن شرکت شروع به کار کند به فکر رقابت در بازار نیست. این شرکت حداقل کارایی را خواهد داشت. این نوع شرکت‌­ها بعد از چند سال هیچ اثری از خودشان باقی نمی­‌گذارند. فقط می­توانیم بگوییم این شرکت در قانون فلان جا نوشته شده است و این افراد مسئولین آن هستند. چند نهاد، سازمان و شرکت اینگونه ایجاد شده؛ اگر شرکتی و یا افرادی هم در آن شرکت‌ها بخواهند کاری انجام دهند نمی­توانند؛ چون بروکراسی مانع است، در بین چرخ دنده‌­های سخت امواج دولتی از تکاپو و حرکت باز می‌­ایستد.

فصلنامه اقتصاد خلاق: آقای تهران‌فر، نکته­‌ای که عموما گفته می­‌شود این است که سیستم بانکی ارتباط خوبی را با حوزه فرهنگ و هنر ندارد. مثلا شما در نظر بگیرید، تابلویی از سهراب سپهری یا کمال­ الملک جزء نفایس ملی هستند. شاید روی این آثار حتی نتوان قیمت گذاشت. بانک این آثار را قبول ندارد، به ­عنوان وثیقه و پشتوانه نمی‌­شناسند. یا در بحث پرداخت تسهیلات هم همیشه همین مسئله وجود دارد. یعنی ما همیشه چالشی داریم که در حوزه فرهنگ و هنر به جز گروهی که اموال غیرمنقول داشتند، مثلا دفاتر ساختمان، اداره و شرکت برای بقیه اهل هنر دسترسی به منابع تکمیلی برای گسترش کار مشکل بوده است. برای این منظور آیا بانک مرکزی می‌­تواند تمهیدی بیاندیشد؟

تهران‌فر: بانک‌­ها در همه جا بخصوص ایران به طور معمول وقتی که صحبت از وثیقه می‌شود دنبال وثیقه­‌ای می‌گردند که هم خودشان بتوانند آن را مدیریت کنند و هم به راحتی بتوانند مطالبه کنند. اولین نکته در رابطه با آثار هنری این است که بانک‌­ها جرأت نگهداری آن را ندارند چون نگهداری از یک تابلوی چند صد میلیون تومانی حتما ویژگی­ه‌ای خاصی را می‌­طلبد. مثلا تابلوی فالگیر بغدادی کمال ­الملک را در نظر بگیرید؛ نگه داشتن این اثر مشکل است. باید دمای هوا معین باشد، رطوبت هوا مشخص باشد که رنگ اثر شفاف بماند و امثالهم. برای همین بانک‌ها نمی‌­­توانند چنین کاری را انجام بدهند. بانک­‌ها از این نظر مشکل دارند، چون مرکزی برای نگهداری از آثار هنری ندارند و متاسفانه مراکز امانی مستقل و معتبر و مطمئنی هم نیست. در حقیقت برای حل این مشکل در مرحله اول باید زیرساخت­‌های مورد نیاز را به وجود آورد، سپس اقدام کرد؛ اما در حد مقدورات، بسیاری از این هنرمندان بالاخره در بانک‌ها مشغول به کار هستند، یا وام گرفتند و سپرده‌­گذاری کردند. باید فعلا از این طریق به آنان کمک کرد.

فصلنامه اقتصاد خلاق: همانطور که مستحضر هستید بحثی وجود دارد تحت عنوان مسئولیت اجتماعی. در شرکت‌­های بزرگ و حتی بانک‌ها صرفا بحث مسئولیت اجتماعی در مشارکت مناطق محروم خلاصه می‌شود؛ ما برای منطقه محرومی یک سری وسائل می‌گیریم. در نظر شرکت­‌ها و بانک‌­ها محرومیت‌­زدایی می‌کنند، حال چه انجام وظیفه باشد و یا رفع تکلیف؛ هیچ وقت وارد بحث هنر و حمایت از سیستم هنری نمی‌شوند. شاید تنها گروهی که ما می‌شناسیم و بصورت مستقیم وارد شده بانک پاسارگاد بوده که یک گالری تأسیس کرده، یک سری آثار را خریده و به عنوان سرمایه خودش استفاده می‌کند، ولی بقیه این موضوع را در سایر بانک‌­ها و شرکت‌­ها عملا نمی‌بینیم. در این زمینه شما روند بانک‌ها را به چه صورت می‌بینید؟

تهران‌فر: این فرمایش شما درست است. از این باب که بانک­‌ها خیلی به این مسائل نمی‌­پردازند. این را از منظر بانکی و بانکداری مطرح می‌کنم. بانک‌­ها در واقع متقاضی برای منابع بانکی به تعداد فوق‌­العاده زیادی دارند. مسوولیت اجتماعی بانک‌ها در حقیقت در اختیار کامل خود بانک‌­ها نیست. برای آنها تجویز می‌کنند، یعنی کانالیزه می‌شوند، زیرا منابع کشور محدود است. این منابع محدود در کنار توانایی­‌های دولت صرف می‌شود. مثلا برای سیل­زدگان، زلزله‌­زدگان، زندانیان مُعسر و از آن کانال برایشان قانون می‌­نویسند. در حقیقت اجازه صرف منابع در قسمت مسئولیت­‌های اجتماعی بصورت تکلیفی به بانک­‌ها اعلام می­‌شود. در حقیقت یک دلیل ساده وجود دارد: کمبود منابع.

البته برخی از بانک‌­ها در این زمینه احساس مسئولیت می‌کنند، مثل موردی که شما مثال زدید. بعضی از بانک‌­ها در زمینه موسیقی و یا سینما هم کمک می­کنند و برخی از امکانات را فراهم مینمایند.

فصلنامه اقتصاد خلاق: جناب آقای تهران‌­فر، بحث تهیه ­کنندگی برخی از فیلم‌­ها بیشتر بخاطر بحث تبلیغاتی آنها به صورت مستقیم است. البته این را می­‌توان به نوعی بهره بردن دوجانبه دانست، یعنی بخشی از بودجه تبلیغاتی خودشان را برای این موضوع گذاشته‌اند؛ ولی اینکه عملکرد یک بانکی که مثال زدم تکرار بشود، این خلاء قانونی است یا قوانین تشویقی نیاز دارد، و یا تعدد قوانین است. چه راه‌کاری برای این موضوع می‌­بینید؟

تهران‌فر: در حقیقت قوانین در داخل کشور ازدحام زیادی دارند، یعنی اگر بخواهیم قانون دیگری در این موضوعات بگذاریم، با سایر قوانین در تزاحم است و اتفاقا فکر می­‌کنم باید قوانین را کم کنیم و بعضی­‌ها که اضافه هستند را باید از رده خارج کنیم و اختیار آنها را به بانک‌ها بدهیم. یعنی برای خرج کردن منابع­شان لازم نیست تکالیف داشته باشند، بلکه بتوانند در مواردی از این دست ورود کنند، حداقل خودشان ارضاء می‌شوند که توانسته‌­اند یک کار را در زمینه فرهنگی انجام دهند.

به نظر من در امور اقتصادی و بانکداری حداقل در خصوص تقنین باید به طور جدی مجلس حرکت کند و همه هم آن را حمایت کنند. در یک برهه زمانی همه آن قوانین را به یک و یا چند قانون کلی تجیمع و تبدیل کنند. بصورت مشخص در خصوص هر بخش یک سری قوانین متمرکز داشته باشیم. این همه سال تجربه در خصوص مسایل مختلف از اقتصاد تا جزا وجود دارد، با کمک متخصصین قوانین مورد نیاز نگه داشته شود و قوانین دست و پا گیر و تکراری حذف شوند. این کار باعث میشود درک درست‌تر و شفاف‌تری از قانون به همه داده شود.

و اما سخن آخر ...

از شما و همکارانتان در فصلنامه اقتصاد خلاق تشکر می‌­کنم. شما حرکتی نو را با هدایت دوست فرهیخته و گرامی‌­ام آقای دکتر ارجمندی شروع کرده‌اید. حرکتی که فصلی نو در حیات فرهنگ و هنر ایران خواهد گشود و باعث رشد و تعالی ایران اسلامی ما خواهد شد.

 

برای دریافت آخرین مطالب و گزارشات درباره اقتصاد و صنایع خلاق ایران و جهان عضو کانال «اقتصاد خلاق» در تلگرام شوید

منبع: فصنامه اقتصاد خلاق