لیلی گلستان در مصاحبه با اقتصاد خلاق تشریح کرد
نقش هنرهای تجسمی در اقتصاد هنر
لیلی گلستان در مصاحبه با اقتصاد خلاق به تشریح نقش هنرهای تجسمی در اقتصاد هنر کشورمان پرداخته است.

اقتصاد خلاق: نامش «لیلی» است و در خانواده­ای اهل فرهنگ و هنر در ایران متولد شده است. پدرش، ابراهیم گلستان، کارگردان، داستان‌نویس، مترجم، روزنامه‌نگار، و عکاس ایرانی است. وی اولین کارگردان ایرانی است که برنده­ جایزه­ بین‌المللی از جشنواره ونیز شد.

مادرش، فخری گلستان، در سال ۱۳۰۴ متولد شد و در ۱۷ سالگی با پسرعموی خود ازدواج کرد. فخری گلستان را جزو نخستین کسانی می‌دانند که در تهران اقداماتی جهت سر و سامان دادن به وضعیت کودکان خیابانی انجام داد. او سال‌ها، مدیر پرورشگاهی بود که به تربیت فرزندان معتادان می‌پرداخت. سفالگری را به صورت خودجوش آموخت و به ترجمه­ آثار فرهنگی و اجتماعی که به نوعی بیانگر عواطف انسان­دوستانه بود روی آورد.

لیلی گلستان ۲۳ تیرماه  1323 در تهران چشم به جهان گشود و در خانواده‌ای ایرانی با فرهنگی غنی قد کشید. افرادی که در منزل ایشان رفت و آمد داشتند، اکثرا افراد سرشناس و هنرمندی بودند که لیلی در زمان جوانی خویش دیدار این افراد را جزو خاطرات شیرین و فراموش ناشدنی خود بیان می‌کند.

وی تا پایان دوره دبیرستان در ایران تحصیل کرد و پس از آن راهی فرانسه شد تا در مدرسه­ هنرهای تزیینی پاریس طراحی پارچه بیاموزد. وی همزمان سفالگری را به صورت علمی دنبال کرد و تاریخ هنر را در دانشگاه سوربون فرانسه به اتمام رساند. سه سال حضورش در پاریس وی را متحمل روزهای سخت دوری از خانواده و دوستان کرد. اما آشنایی با رویدادهای سینمایی چون جشنواره ونیز و سینماگرانی چون تارکوفسکی، گدار و تروفو تحمل این سختی را آسان‌­تر نمود.

وی پس از بازگشت به ایران، به عنوان طراح پارچه در کارخانجات پارچه بافی مقدم استخدام شد. پس از آن در سال 1345، به سازمان تازه تأسیس تلویزیون ملی رفت و به عنوان طراح لباس فعالیت خود را آغاز نمود.

در 1360، در گاراژ خانه‌­اش کتابفروشی ایران را دایر نمود که خیلی زود محل رفت و آمد نویسندگان و شعرایی نظیر احمد شاملو، محمد زهری، احمد محمود، علی اکبر سعیدی سیرجانی و عبدالحسین نوایی شد.

 هشت سال بعد، این مکان به عنوان نگارخانه هنرهای تجسمی کار خود را ادامه داد و با نمایش آثار سهراب سپهری که متعلق به خانواده­ گلستان بود، «گالری گلستان» افتتاح شد.

چرایی و چگونگی نمایشگاه «صد اثر، صد هنرمند»

لیلی گلستان، مبدع رویداد تابستانه­ «صد اثر صد هنرمند» بود که از مرداد ماه سال 1371، تابستان هر سال، نگارخانه­ گلستان پذیرای آثار هنرمندان جوانی است که در کنار آثار پیشکسوتان عرصه­ نقاشی و هنرهای تجسمی، فرصت دیده شدن دارند و آثار هنری هنرمندان جوان در کنار پیشکسوتان عرصه هنر در معرض دید علاقه­‌مندان قرار می‌گیرد.

این رویداد تابستانه مرداد ماه هرسال محل گردهم­‌آیی و حضور هنرمندانی است که دغدغه ­شان هنر به معنای حقیقی کلمه و هدف مشترکشان راهیابی هنر به خانه ­های مردم است.

ویژگی‌­های قدیمی‌­ترین تابستانه­ «هنرهای تجسمی» در ایران چیست؟

این نمایشگاه با هدف تلطیف نگاه مردم به حوزه­ هنر و در واقع، نوعی آشتی با این عرصه برپا می‌شود و همچنین با بها دادن به آثار هنرمندان جوان و نمایش آثار ایشان در کنار آثار پیشکسوتان این عرصه، علاوه بر انتقال حس توانمندی و روح امید به جوانان برای ادامه­ مسیری که در آن قدم گذاشته‌­اند، باعث اصلاح تکنیک ­ها و شیوه­ های هنری ایشان خواهد شد و قطعا ایجاد فضایی برای گپ و گفت و انتقال تجربیات این دو نسل باعث پویایی و شکوفایی عرصه­ هنر خواهد شد.

این نمایشگاه، قدیمی­ ترین رویداد سالانه­ هنرهای تجسمی ایران محسوب می شود و سابقه­ این نمایشگاه حتی از نمایشگاه ­هایی همچون حراج تهران و اکسپوی تهران نیز بیشتر است و درواقع، پیش­تاز این نمایشگاه‌­هاست.

علت گرایش لیلی گلستان به سمت برپایی گالری و گالری‌داری از زبان خودش

وی در پاسخ به این سؤال که چرا با توجه به دارابودن صبغه­ فرهنگی و هنری در اکثر زمینه­ هایی که در خانواده خود داشت از جمله فیلم سازی، کارگردانی و ... به سمت گالری‌داری و برپایی گالری رفت، چنین می‌گوید: مهم­ترین انگیزه­ من برای انجام این کار آشنایی پدرم با عرصه­ نقاشی و مجموعه ­داری ایشان و نیز آشنایی خودم با هنر نقاشی بود. من همیشه معتقد هستم که باید به کاری بپردازم که با آن آشنا هستم و چون با حوزه­ی هنرهای تجسمی آشنایی داشتم به همین دلیل در سال 67، یعنی سال‌های بعد از جنگ، این کار را شروع کردم و مورد استقبال مردم قرار گرفت.

هدف از برپایی نمایشگاه تابستانه­ «صد اثر، صد هنرمند» چه بود؟

لیلی گلستان هدف اصلی از برپایی این نمایشگاه تابستانه را معرفی هنرمندان جوان کشور به مردم و آشتی دادن و آشنا کردن اقشار معمولی جامعه با مقوله­ هنر و هنرمند به عنوان جزیی از زندگی روزمره دانست. به گفته وی برخی براین باورند که حضور آثار هنرمندان جوان در کنار آثار پیشکسوتان عرصه­ هنر، زمینه را برای دیده شدن و رشد این آثار محدود می‌کند، درحالیکه مرور سابقه­ فروش و استقبال از آثار هنرمندان جوان و نوپا در این نمایشگاه دلیل محکمی بر نادرستی این تصور است.

وی همچنین از تغییر ذائقه­ هنری مردم، زمانی که در معرض چنین نمایشگاه ­هایی قرار می­ گیرند، می­ گوید و این­ طور ادامه می دهد: «تا قبل از این، ما در میان اکثر افراد جامعه میلی به هزینه کردن برای هنر نمی­ دیدیم و نهایتا می­ توانستیم چکیده هنر را در خانه­ های مردم، در قالب یک تابلو فرش ببینیم که به دیوار آویخته شده است. ولی امروزه این­طور نیست و مردم با هنر و هزینه کردن برای هنر آشنا شده‌­اند. به ­عنوان مثال در نمایشگاه امسال، حدود 80 درصد از مراجعه کنندگان ما برای اولین بار بود که در این فضا حضور می ­یافتند.» ما برای ادامه­ این حرکت فرهنگی تسهیلات ویژه­ای قایل شده­‌ایم؛ به­ عنوان مثال، قیمت آثار ارائه شده در این نمایشگاه خیلی منصفانه ­تر و پایین­‌تر از نمایشگاه ­های انفرادی است که هنرمندان برگزار می­ کنند و ترجیح ما این است که آثار هنری با قیمت معقول به خانه­ های مردم راه پیدا کنند و این قطعا بهتر خواهد بود از اینکه آثار هنری با قیمت بالا در گالری­ ها باقی بمانند و خاک بخورند!

همچنین ما برای ترغیب مردم به دیدن هنر و هزینه کردن برای هنر، گاهی به فروش اقساطی و با چک­ های مدت­‌دار نیز راضی شده‌­ایم، چون هدف ما استمرار این جریان فرهنگی است و تصور من این است که این تفکر مورد پذیرش مردم و مخاطبان ما قرار گرفته است که؛ چه اشکالی دارد یک تابلو و یک اثر هنری از یک هنرمند جوان که دارای استعداد هنری است خریداری شود و میهمان منزل ما باشد تا در سال­ های آینده شاهد رشد آن اثر و ارزشمند شدن آن باشیم.

لطفا جایگاه هنرهای تجسمی در ایران را آسیب شناسی کنید و نقش این آثار در اقتصاد هنر را تشریح فرمایید.

امسال بیست و چهارمین نمایشگاه از سری نمایشگاه ­های «صد اثر، صد هنرمند» را برگزار می­ کنیم و وقتی صحبت از برگزاری نمایشگاه ­های هنری به میان می ­آید، می ­توان گفت از این نمایشگاه به­ عنوان نمونه­‌ای در راستای حرکت فرهنگی، هنری و اقتصادی مثال آورد. با ارائه­ آثار هنری در این نمایشگاه ­ها با قیمت منصفانه، باعث حضور این آثار در خانه­ های مردم و سرازیر شدن پول خرید حاصل از این آثار به دنیای هنر و استمرار این حرکت هر روز بیشتر از دیروز شاهد پویایی عرصه­ هنر و اقتصاد هنر خواهیم بود.

در بحث آسیب‌شناسی هنرهای تجسمی در ایران و بحث اقتصاد هنر باید به این موضوع اشاره کنم که متأسفانه بسیاری از گالری‌داران و هنرمندان، با قیمت­ های غیر منصفانه­‌ای که بر روی آثار هنری می ­گذارند، باعث به فروش نرفتن آثار هنری می شوند و این در دنیای هنر یعنی رکود آثار هنری. زیرا در عرصه هنر، چیزی که باعث پویایی و رشد و تکامل آثار می ­شود سیال بودن و زنده بودن و در جریان دید و ارزیابی مخاطب قرار گرفتن است. به این معنی که وقتی در نمایشگاهی با قیمت ­های گران، آثار هنری به فروش نمی­ روند، این یک امتیاز منفی برای هنر و هنرمند است و در اقتصاد هنر نیز بسیار تأثیرگذار. ولی اگر استدلال ما این باشد که آثار بیشتری با قیمت منصفانه‌­تر که اغلب مردم بتوانند آنها را تهیه کنند به خانه­ های مردم وارد شود، ما موفق شده‌­ایم و به هدفمان که همان چرخش هنر در بین مردم است دست یافته‌­ایم.

باید به این موضوع توجه کنیم که اگر به حسب اتفاق، اثر هنرمندی مورد اقبال واقع شد و بسیار گران خریداری شد این هرگز به معنای استمرار این اتفاق نخواهد بود و اگر آن هنرمند بخواهد موفق بماند باید اثر خود را در جامعه جاری کند و امتداد دهد و نکته مهم این است که گران فروشی و موفق شدن در عرصه هنر، ظرفیت بسیار بالایی می­ خواهد و معمولا در اوایل کار در کنار هم جمع نخواهد شد. اما متأسفانه بسیاری از افراد در عرصه ­هنر، به دنبال سودبخشی آنی هنر هستند که این موضوع به هنر و اقتصاد هنر لطمه می‌زند و می ­توان این­طور نتیجه گرفت که نگاه اقتصادی صرف به هنر، جوابگوی نیازهای هنری نخواهد بود بلکه باید عمق هنر را درک کنند و این را به مخاطب انتقال دهند. برای برپایی این نمایشگاه من بارها و بارها حتی با هنرمندان جوان مذاکره کردم تا آنها راضی شدند آثارشان را با قیمت مناسب­ تری به نمایشگاه بیاورند ولی از برآیند این اقدام بسیار راضی بودند چون به تعداد آثاری که از آنها فروخته شد مورد ارزیابی و مطرح شدن در نظر مخاطبان مختلف قرار گرفتند.

وضعیت هنرهای تجسمی در ایران و عرصه­ بین‌الملل را چطور ارزیابی می‌نمایید؟

هنرهای تجسمی در ایران دورنمای بسیار خوبی دارد و می­تواند بسیار موفق باشد به شرطی که هنرمندان منصف، مبتکر و مبدع باشند و برای آثار خود فکر کنند و آثار را کپی نکنند. خوشبختانه این روزها، افشاگری بسیار زیاد شده است و هنرمندان خیلی نمی­ توانند آثار دیگران را به نام خود به ثبت برسانند چون دیر یا زود این موضوع افشا خواهد شد و میزان اصالت کار آنها را مشخص خواهد کرد.

اما واقعیت این است که هنرهای تجسمی ایران در عرصه­ بین‌الملل شناخته نشده و مخاطب ندارد. آثار محدودی از تابلوهای نقاشی هم که در خارج از کشور ارائه می ­شود اکثرا مخاطبان ایرانی دارد و شاید از بین ده خریدار فقط یکی از آنها غیر ایرانی باشد.

به ندرت پیش می­ آید که نمایشگاهی از آثار هنری و تجسمی ایرانی در خارج از کشور برگزار شود و خارجی­ ها آن را خریداری کنند و این نشاندهنده­ این امر است که هنرهای تجسمی ما شناخته شده نیست و برای مردم دنیا شناسانده نشده است تا در پی شناختن، علاقه ایجاد کند و جذب مخاطب صورت گیرد و نهایتا، به تقاضا برسیم. سهم عمده­‌ای از این موضوع، رسالت دولت است. دولت باید با ابزارهای حمایتی، ایجاد بسترهای مناسب و حمایت از بخش خصوصی زمینه­ حضور هنرمندان ایرانی در نمایشگاه ­های خارج از ایران و اکسپوهای بین‌الملل فراهم نماید چون تأمین هزینه­ این بخش برای بخش خصوصی کشور بسیار سنگین است و بدون حمایت دولت امکان­پذیر نیست و اگر این­طور ادامه پیدا کند، یعنی نقش حمایتی دولت از این بخش محدود و کمرنگ باشد، مسیر بسیار دور و طولانی را برای شناساندن هنرهای تجسمی ایران در عرصه ­های بین‌المللی خواهیم داشت.

در حوزه­ ادبیات و هنر، واقعا اقدام خاصی در راستای شناساندن این بخش از فرهنگ و هنر ایران در عرصه­ بین‌الملل صورت نگرفته است ولی در حوزه­ی فیلم و سینما ما توانسته‌­ایم گام‌های کوچکی برداریم که در کل، اوضاع بهتر از بخش ادبیات و هنرهای تجسمی است و این امر محقق نمی ­شود جز با بهره‌گیری از حضور و تجربیات افراد متخصص و اهل فن در عرصه­ هنر و قطعا در این کار باید تخصص و توانمندی و تجربیات افراد در عرصه­ هنر مد نظر قرار گیرد و از گماشتن مسئولان و مدیران فرمایشی اجتناب ورزیده شود تا این عرصه بدست متخصصان آن اداره شود. هنوز نمی‌دانم می‌توانیم به دولت فعلی در زمینه­ ایجاد بسترهای لازم برای شناسایی هنر ایران به دنیا و هم‌یاری همه جانبه در حمایت از صنعت هنر در ایران و کمک به اقتصاد هنر در این کشور امیدوار باشیم یا نه.

باید در خارج از کشور نمایشگاه­ های بزرگی برای ایران بگذارند. پیش از انقلاب چند نمایشگاه بزرگ برگزار شد که نتایج بسیار مثبتی هم داشت، اما متأسفانه  بعد از انقلاب نه این اقدام تکرار شد و نه پیگیری و نه حمایت.

البته گاهی نمایشگاه­ های انفرادی در خارج از کشور برگزار شده است که نتیجه­ مثبتی در بر نداشته و نتیجه­ منفی آن بیش از آثار مثبتش بوده است. به ­عنوان مثال، چند وقت پیش در ونیز، یک ایرانی اسپانسری برپایی نمایشگاهی از آثار هنری و تجسمی ایران را به عهده گرفت که اصلا نتیجه مثبتی نداشت و خیلی آثار بد و منفی در دیده شدن غرفه ایران داشت. این فرد یک سوله 2000 متری را برای این کار اجاره کرده بود ولی تا روز افتتاح هیچ یک از ابزار برپایی غرفه­ ها مهیا نبود و بسیار وجهه بدی از هنر ایران و کار ایرانی ارائه کرد.

بهتر بود غرفه کوچک­تری اجاره می­ کردند ولی، کار­ها حرفه­‌ای­‌تر ارائه می ­شدند و به عنوان معرفین هنر ایران چهره­ بهتر­ی از خود در ذهن بینندگان بین‌الملل برجای می­ گذاشتند. و این نشان می­ دهند که در عرصه­ هنر یک حامی دولتی قوی و همبستگی هنرمندان می­ تواند برای حصول به نتایج بهتر ثمر بخش باشد.

متأسفانه ما در ایران، در عرصه­ های مختلف، کمبود تفکر داریم و خیلی فکر نمی­ کنیم و معمولا کارها را انجام می ­دهیم و به بن بست می­ رسیم و نهایتاً، به این نتیجه می­ رسیم که دنبال راه چاره باشیم و فکر کنیم. ولی واقعیت امر این است که هر کاری یک روال مشخص دارد و اگر این روال با یک تفکر درست همراه باشد می­ تواند به یک نتیجه­ منطقی برسد. این رویه، یعنی فکر کردن در عرصه­ هنر، و فکر کردن باعث خلق ایده ­های جدید و کشف استعدادهای جدید در عرصه­ هنر می­ شود. آینده­ هنرهای تجسمی در ایران، با وجود همه آشفتگی و بی­ سروسامانی که در عرصه هنر داریم و نیز حضور افراد ناباب و نا­اهل در عرصه­ هنر و ارائه­ آثار بی­ کیفیت و ناباب، اگر در مسیر درست حرکت کنیم، به نتیجه می ­رسیم و موفق می­ شویم. شاید این اتفاق دیرتر بیفتد، اما بالاخره می­ افتد.

هنرهای تجسمی ایران در عرصه­ بین‌الملل هنوز شناخته نشده است و اگر بازاری هست و این هنرها در خارج از کشور خریداری می ­شوند توسط ایرانی­ها خریداری می­ شوند. و این به معنای آن است که هنرهای تجسمی ما در دنیا شناخته نشده‌­اند. اما، در بخش سینما و فیلم این اتفاق افتاده است. ما هنرمندان با همکاری دولت باید به این هدف برسیم. باید از افراد متخصص و حرفه‌ای در این کار استفاده کنیم.

ادبیات ما هم همین­طور؛ یعنی چون ترجمه نشده شناخته نشده. در مورد نقاشی هم آثار هنرمندان ایرانی فقط توسط ایرانی­ ها خریداری می­ شود.

به­ عنوان جمع‌بندی باید بگوییم اولین قدم در راه تقویت جایگاه هنرهای تجسمی ایران در عرصه­ بین‌الملل، شناساندن این هنرها توسط هنرمندان و نیاز برای این آثار و ارائه­ آثار ایرانی به عرصه­ بین‌المللی است. و این دولت است که باید با سیاست های حمایتی به این موضوع بپردازد.

درآمد حاصل از نمایشگاه "صداثر، صد هنرمند" به کجا می­‌رود؟

پولی که از فروش این آثار به دست می­ آید پس از کسر درصد گالری به هنرمند می­رسد. مجموعه ­دارانی که چند اثر از مجموعه خود را برای فروش ارائه می­ کنند با همان پول فروش آثارشان دوباره از جوانان هنرمند کار می­خرند و این یعنی گردش مالی اقتصاد هنر.

نمایشگاه امسال بسیار با دقت نظر به انتخاب آثار پرداخت و آثار قوی را در نمایشگاه امسال راه دادیم.

گران­ترین تابلویی که ما اینجا ارایه کردیم250 میلیون تومان بود، ولی تابلوی 150 هزار تومانی نیز در این نمایشگاه داریم و می توان گفت که امسال نمایشگاه با استقبال بی­ نظیری روبرو شد. چنان که در چهار روز اول نمایشگاه به اندازه 5/2 برابر کل نمایشگاه پارسال فروش داشتیم و این پول دوباره به درون چرخه هنر برگشت. یکی از نکاتی که در باره­ی ارائه­ آثار باید ذکر کنم، ارائه­ قیمت بالا برای آثار بود. مثلا برای برپایی نمایشگاه امسال من بارها و بارها با هنرمندان جوان و پیشکسوتان برای پایین آوردن قیمت آثار صحبت کردم و نهایتا، ایشان مجاب شدند ولی موضوع اینجاست که این کار واقعا انرژی برد و خسته شدم در صورتی که این اتفاق می­توانست به گونه‌­ای دیگر باشد یعنی خود هنرمندان از ابتدا قیمت­ های منصفانه­‌تری برای آثار خویش بگذارند. اما متأسفانه در ایران این موضوع، یعنی بالابردن قیمت اثر، تبدیل به یک عادت شده است.

در پایان.....

 در پایان خواهش من از سایر فعالان عرصه­ هنر و گالری داران این است که چنین ابداعاتی را به کار ببندند و باعث پویایی و شکوفایی اقتصاد هنر شوند. من به عنوان یکی از اعضای خانواده بزرگ هنرمندان ایران مشتاقم که هنرمندان، گالری­‌داران و صاحبان سبک و اثر در عرصه­ هنر، با قیمت‌گذاری­ های منصفانه اجازه ورود آثار هنری به خانه­ های مردمی که با هنر بیگانه­‌اند را بدهند و استمرار بخش این جریان فرهنگی و پویایی اقتصاد هنر باشند زیرا ادامه این روند در سال­ های آینده ثمرات لذت بخشی برای هنر ایران در پی خواهند داشت که منتفع اصلی این قصه هنرمندان خواهند بود.

 

برای دریافت آخرین مطالب و گزارشات درباره اقتصاد و صنایع خلاق ایران و جهان عضو کانال «اقتصاد خلاق» در تلگرام شوید

منبع: فصلنامه تخصصی اقتصاد خلاق